الشيخ علي اكبر النهاوندي
241
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع )
موارد ديگر كه از طريق اعجاز شخص يا مكان از انظار غايب شده و يا نمودار گرديده ، فوق حدّ احصا و خارج از حيّز استقصا است ، چنانكه اين مدّعى بر مراجعين به كتب معاجز و مناقب حضرت سيّد المرسلين و اولاد طاهرين آن بزرگوار ، كالنّور على الطّور است . و ما از باب تيمّن و تبرّك به چند موضع از آنها اشاره مىنماييم . موضع اوّل ؛ مفسّرين عامّه و خاصّه ، ذيل آيهء مباركهء وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً « 1 » ؛ اى پيغمبر چون تو قرآن را بخوانى ، ما ميان تو و آنان كه به آخرت ايمان نمىآورند ، پردهء پوشيدهاى مىگردانيم از چشم مردم يا به چيزى ديگر با پردهاى كه صفتش آن است كه پوشنده باشد . چنين آوردهاند كه اين آيهء شريفه در حقّ ابو سفيان با همراهانش نازل شد كه نضر بن حارث ، ابو جهل و امّ جميل ، زوجهء ابو لهب بودند كه خداوند ، پيغمبر خود را آنگاه كه قرآن مىخواند ، از چشم ايشان پوشاند ، پس نزد حضرت مىآمدند ، از او مىگذشتند و آن بزرگوار را نمىديدند . موضع دوّم ؛ قطب راوندى در خرايج « 2 » روايت نموده : حضرت رسالت پناه در مقابل حجر الاسود نماز مىخواند و كعبه و بيت المقدّس را استقبال مىنمود ؛ يعنى در آن اوقاتى كه مأمور بود به سمت بيت المقدّس نماز بخواند ، پس آن حضرت ديده نمىشد تا آنكه از نماز فارغ مىگرديد . موضع سوّم ؛ نيز در آن كتاب است كه روزى ابو بكر ، نزد آن حضرت نشسته بود كه امّ جميل ، خواهر ابو سفيان آمد و مىخواست به آن جناب آزارى رساند . ابو بكر عرض كرد : از اين مكان كناره فرماييد ! حضرت فرمود : او مرا نمىبيند . سپس آمد و نزد آن حضرت ايستاد ، گفت : آيا محمد را ديدى ؟ گفت : نه . آنگاه برگشت « 3 » . ابن شهر آشوب و ديگران ، حكايات بسيارى از اين قبيل
--> ( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 45 . ( 2 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 87 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 775 .